هوش مصنوعي با احساسات انسان موسيقي ميسازد
محققان با استفاده از تكنيكهاي هوش مصنوعي، اين برنامه نرمافزاري خاص را قادر ساختهاند موسيقي را با الهام از احساسات و هيجانات انساني وآن هم به شكل اوريژينال، فاقد حق كپي رايت و پخش مداوم و بي پايان ارائه كند. اين محققان از ابتدا تصميم به طراحي نوعي برنامه نرم افزاري پيشرفته داشتند كه بتواند فردي را كه هيچ شناختي درباره آهنگسازي و تركيب موسيقي ندارد قادر به ساخت و ارائه موسيقي كند.
سامانهاي را كه محققان با استفاده از هوش مصنوعي برنامهريزي و ارائه كردهاند، نام خود را از حروف ابتداي عنوان سامانه هوشمند موسيقي چند عاملي (Inmamusys) برگرفته و قادر است به طور همزمان موسيقي را آهنگسازي و پخش نمايد. معرفي اين فناوري نرمافزاري جالب توجه كه امكان پخش مداوم و بيپايان موزيك اوريژينال را بدون حقوق قانوني معمول فراهم ميكند در حالي صورت ميگيرد كه به گفته كارشناسان در صورت موفقيت اين مدل اوليه كه شرح آن بتازگي در ژورنال سامانهها و كاربردهاي تخصصي نيز آمده است، به نظر ميرسد تغييرات مهمي را در زمينه معيارهاي پخش موزيك در اماكن عمومي به ارمغان بياورد كه غالبا از دستگاههاي پخش و انتخاب موزيك آماده استفاده ميكنند. طراحان اين فناوري معتقدند در حالي كه خزانه و فهرست موجودي آماده پخش چنين سامانههاي موزيك آمادهاي بسيار محدود است، اين نوآوري جديد ميتواند براي خلق محيط موسيقايي لذت بخش و غير تكراري براي هر شخصي كه طي روز در تيررس آن است، استفاده شود. گوش افراد مجبور به تحمل تأثيرات پخش مداوم و تكراري موزيك آماده است كه ممكن است در هر جايي از قبيل محيطهاي كاري، بيمارستاني يا در خلال تماس تلفني براي سرويس جستجوگر شماره تلفن شنيده شوند. بر همين اساس، گروه محققان تصميم به طراحي و ساخت سامانه هوشمندي براي توليد خودكار موسيقي گرفتند كه ميزان درستي از برانگيختگي احساسات و هيجانات، اصالت و دست اول بودن و همچنين بدون پايان بودن را تضمين كند كه در اين ميان توجه به حد صحيحي از برانگيختگي احساسات به منظور هدايت و مديريت محيط ايجاد شده و لزوم اصالت داشتن به منظور ضمانت اين نكته است كه نواهاي تركيب شده و آهنگسازي شده تكراري نباشند و هر زمان و هرجايي به صورت اوريژينال و بدون پايان بروز يابند.
اين برنامه نرمافزاري مخصوص از شناخت و آگاهي لازم براي آهنگسازي موسيقي احساسي و برانگيزنده با استفاده از تكنيكهاي هوش مصنوعي برخوردار است. محققان در طراحي و توسعه اين سامانه روي ارائه چكيدهاي از مفاهيم ضروري براي سر و كار داشتن با احساسات و هيجانات كار كردند. محققان در توصيف راهكار و عملكرد خود براي ارائه چنين برنامه نرم افزاري هوشمندي خاطر نشان كردند كه به منظور دستيابي به اين هدف،مدل سامانه مدولار و چند بخشي را طراحي كردهاند كه از جمله اجزاي آن ميتوان به نوعي ساختار هنري طراحي سيستم رايانهاي داراي ارتباطات منطقي اشاره كرد كه ساختاري چند عاملي دو سطحي به شمار ميرود.
محققان بر اين باورند كه توسعه تجاري مدل اوليه اين سامانه تصنيف موسيقي مصنوعي نه تنها روش تحقيق در اين زمينه را به سمت ارتباط ميان رايانهها و احساسات تغيير ميدهد و به نوعي نمايشگر ابزاري براي واكنش متقابل ميان موسيقي و ساختارهايي است كه به وسيله آن موسيقي در آينده تصنيف ميشود، بلكه به عنوان راهي براي كاهش هزينهها نيز خدمت خواهد نمود.
